تبليغاتX
|Mohsen.Yeganeh's.Fans|
Lover-Yeganeh.tk
منوی اصلی
عضويت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :JustPersian

لينك دوستان
چت بامديـــــران
ورود اعضاء
نام کاربری :
کلمه عبور :
Powered By :JustPersian
عضويت در خبرنامه
:: خوش آمديد
:: آلبوم جدید
:: تبلیغات
::
«تابوت» محسن يگانه به زمستان افتاد!




محسن یگانه تور کنسرت پاییزی خود را آغاز کرد؛
 مینا آتشی: محسن یگانه، خواننده‌ی خوش‌صدای پاپ که آلبوم «نفس‌های بی‌هدف» را در کارنامه‌اش دارد، مدتی است تور کنسرت‌های پاییزی خود را آغاز کرده است و اولین اجرايش را در جزیره کیش داشت.
بنابر گزارش خبرنگار «موسيقی ما»، برای هوادارن محسن یگانه فصل پاییز بسیار دل‌چسب خواهد بود چون خواننده‌ی آلبوم «نفس‌های بی‌هدف» به همراهی دوست و مدیر برنامه‌ی کاردان‌اش علی چراغعلی از اوایل پاییز تور کنسرت پاییزی خود را آغاز کرده‌اند. او فعلا کارهای مربوط به تکميل آلبوم تازه‌اش با عنوان «تابوت» را که بيش‌تر تهيه و تنظيم قطعه‌های این آلبوم بر‌عهده خود محسن و البته دوست و هم‌کار او یعنی شهاب رمضان است، موقتا متوقف ساخته و ضبط این آلبوم که در کشور ترکیه انجام می‌گرفت را فعلا رها کرده و قصد اجرای کنسرت‌های مختلف، در شهرهای مختلف کشورمان را دارد. لازم به ذکر است که رهبر ارکستر موسيقی محسن در طی اين تور پاييزی علی ثابت است و محسن يگانه به اجرای قطعات آلبوم «نفس‌های بی‌هدف» می‌پردازد.
گفتنی است آلبوم جديد محسن يگانه، با توجه به اخباری که از سوی نزديکان او می‌رسد، در زمستان سال جاری آماده‌ی ارائه شدن است.
محسن يگانه نقطه‌ی شروع تور پاييزی‌اش را جزيره‌ی کيش قرارداده و توی این روزها به هم‌راه مدیر برنامه‌ی خود علی چراغعلی مهمان مردم شهر کرمان است. هم‌چنین او قصد دارد تا بلافاصله بعد از کرمان برای اجرای کنسرت به کرج بيايد.

[+] نوشته شده توسط ياحا(راما یگانه) |

تیتراژ برنامه نشان بي نشانها-کیفیت اورجینال واقعی

آهنگ جديد و فوق العاده زيباي محسن يگانه به نام نشاني (تیتراژ برنامه نشان بي نشانها-کیفیت اورجینال) پنج کيفيت

ترانه سرا: استاد عبدالجبار كاكايي| تنظیم: شهاب اکبری

 lover-yeganeh.tk

|از دوستان عزیز خواستاریم که  کارهای بی‌ کیفیت را ادیت و پخش نکنند و به شعور مخاطبان احترام بگذارند| 

فرمت : MP3 / کیفیت : 320Kbps

نشاني

فرمت : MP3 / کیفیت : 256Kbps

نشاني

فرمت : MP3 / کیفیت : 192Kbps

نشاني

فرمت : MP3 / کیفیت : 128Kbps

نشاني

فرمت : MP3 / کیفیت : 24Kbps

نشاني

[+] نوشته شده توسط ياحا(راما یگانه) |

نشون بی نشونها!!!


«نشان بی نشان ها» در شبکه دو

 

برنامه مستند داستانی «نشان بی نشان ها» از شنبه (25 مهر) از شبکه دو سیما پخش می شود.

به گزارش روابط عمومی شبکه دو، علیرضا کرمی، تهیه کننده و کارگردان «نشان بی نشان ها» با بیان این مطلب گفت: «این برنامه درباره لجستیک جنگ بویژه لجستیک سپاه است و به مواردی چون ترابری، تغذیه، مهمات، کمکهای مردمی و پشتیبانی در جنگ
می پردازد.»

همچنین به گفته کرمی، مصاحبه با خانواده  شهدای لجستیک در تهران و شهرستان ها نیز از دیگر آیتم های این برنامه است.

خواننده تیتراژ این برنامه محسن یگانه است که اشعاری از عبدالجبار کاکایی را می خواند.

گویندگان این برنامه نیز مهران دوستی و مریم مه نگار هستند.

از دیگر عوامل آن می توان به فرشید فرجی (مدیر تصویربرداری)، سعید اسکندری(صدابردار) و سهراب تقسیمی (تدوینگر) اشاره کرد.

این برنامه در 30 قسمت 25 دقیقه ای ساخته شده و از روز شنبه (25 مهر) ساعت 19 از شبکه دو پخش می شود.

[+] نوشته شده توسط محمد | |

واکنش علی چراغعلی (مدیر برنامه‌های محسن یگانه) به گزارش سایت «موسیقی ما» از کنسرت شهریار




واکنش علی چراغعلی (مدیر برنامه‌های محسن یگانه) به گزارش سایت «موسیقی ما» از کنسرت شهریار و حواشی جنجالی این گزارش؛
وضع ما خیلی بدتر از چیزی بود که در گزارش «موسیقی ما» آمده بود!

عوامل سالن بستگان خود را وارد سالن کرده بودند و این در حالی بود که هیچ‌کدام بلیتی نداشتند
من چطور می‌توانم این علاقه‌مندان بی‌نظیر را نادیده بگیرم و فقط چون سالن مناسبی در اختیار برنامه‌گذار نیست، در این شهر برنامه نگذارم؟

موسیقی ما – بهمن بابازاده: گزارشی که از کنسرت محسن یگانه در شهریار و سالن میلاد قائم این شهر در سایت «موسیقی ما» منتشر شد، حاشیه‌های زیادی به همراه داشت. رسانه‌ای شدن مشکلات و کمبود‌ها از طریق «موسیقی ما»، چندان به مذاق عوامل و تهیه‌کنندگان کنسرت‌ خوش نیامد و به عناوین مختلف سعی در اعمال نفوذ برای حذف این گزارش از روی سایت داشتند. این دوستان رضایت کامل خواننده و مدیر برنامه‌هایش و همچنین مخاطبان کنسرت را دلیلی محکم برای صحبت‌هایشان می‌دانستند. همین باعث شد تا سراغ علی چراغعلی – مدیر برنامه‌های یگانه - برویم تا نقطه نظراتش در این مورد و صحبت‌هایی که از سوی برگزارکنندگان محترم این کنسرت عنوان می‌شد را جویا شویم.
لازم به ذکر است، سایت «موسیقی ما» قضاوتی در مورد این صحبت‌ها انجام نمی‌دهد و آن‌را بر‌عهده مخاطبان موسیقی می‌گذارد. صرفا تلاش سایت به عنوان تنها رسانه اینترنتی رسمی موسیقی ایران در این مورد خاص، بیان واقعیت‌ها برای تقویت نقاط قوت و تصحیح نکات منفی در برگزاری کنسرت‌های موسیقی در ایران است.

آقای چراغعلی، پیرو گزارشی که از کنسرت محسن یگانه در شهریار توسط «موسیقی ما» منتشر شده بود، حاشیه‌ها و اتفاقات عجیب و غریبی از سوی بعضی عوامل برگزارکننده‌ی کنسرت نسبت به سایت رخ داد. اتفاق‌هایی که به هیچ‌وجه شایسته نبود. شما به عنوان مدیر برنامه خواننده، نظرتان راجع به آن کنسرت و هم‌چنین راجع به آن گزارش ما را بگویید؟
اولا که واقعا از سایت «موسیقی ما» و شخص شما بابت پوشش این برنامه و لطفی که در هر شرایطی نسبت به محسن و برنامه‌هایش داشته‌اید تشکر می‌کنم. در مورد برنامه شهریار پیش از هر چیز باید راجع به همه شهریاری‌ها و شعور و درایت بالایشان صحبت کنم و از آنها قدر‌دانی کنم. آنها ذاتا نظم عالی‌ای داشتند و با وجود شرایط شوار خودشان از هرگونه بی‌نظمی و اتفاقات بد جلوگیری کردند. آنها نشان دادند که چقدر شعور بالایی دارند و همین برای ما دنیایی ارزش دارد. خود شما دقیقا در کنار استیج ایستاده بودی و به خوبی شرایط سالن را دیدی. مطالب عنوان شده در آن گزارش را من هرگز نمی‌توانم تکذیب کنم، چون واقعا وجود داشتند و در این شکی نیست. ولی راجع به بخشی از مطالب ذکر شده صحبت‌هایی دارم؛ اولا اینکه شما عنوان کرده بودید که سالن عروسی و عزا است و ... بله قبول دارم ولی چون این مجموعه دارای لابی و فضای پارکینگ و بقیه امکانات لازم بود و در سالن هم هیچ‌گونه ستونی وجود نداشت، از هر نظر برای اجرای این برنامه مناسب بود و از طرف دیگر این شهر هیچ مکان مناسب دیگری را برای برنامه‌گذاشتن نداشته و ندارد و صرف اینکه برنامه قرار است در یک سالن عروسی برگزار شود دلیل خوبی نیست که من به ابراز علاقه این مردم دوست داشتنی جواب مثبت ندهم و برنامه نگذارم.
من در کامنت‌های سایت شما هم خواندم که عنوان شده بود: «برگزاری در یک چنین سالن‌هایی زیاد حرفه‌ای نیست و ...»
ولی شما به من جواب بدهید. وقتی یک ساعت و چهل دقیقه تمام مردم همه قطعات را با محسن هم‌خوانی می‌کنند و به شدت به هرگونه بی‌نظمی در اجرا عکس‌العمل نشان می‌دهند، من چطور می‌توانم این علاقه‌مندان بی‌نظیر را نادیده بگیرم و فقط چون سالن مناسبی در اختیار برنامه‌گذار نیست، در این شهر برنامه نگذارم؟ برگزارکننده‌ی کنسرت هم تمام سعی و تلاش‌اش را به کار بسته بود که هیچ اتفاق بدی رخ ندهد و اتفاقا نهایت تلاشش را هم برای یک برنامه خوب و قوی به کار گرفته بود. به هیچ‌وجه قصد حمایت از ایشان را ندارم ولی شاید واقعا ایشان بی‌تقصیر بودند و نقشی را در اتفاقات رخ داده نداشتند. جنجال‌ها واقعا ناخواسته بود و اعتراف می‌کنم که فشار و استرسی که به من و گروه وارد شد، شاید ده برابر آن چیزی بود که شما در آن گزارش‌تان اشاره کرده بودید.

اگر برگزارکنندگان کنسرت مقصر نبودند، پس این همه اتفاق عجیب و غریب را باید به پای چه کسی نوشت؟

متاسفانه چون در شهرستان‌ها همه بومی هستند بعضی چیزها را نمی‌شود پیش‌گیری کرد. عوامل سالن بستگان خود را وارد سالن کرده بودند و این در حالی بود که هیچ‌کدام بلیتی در دست نداشتند. این یک واقعیت بود که خیلی‌ها بدون بلیت وارد شده بودند و خوب در طرف مقابل هم بسیاری از کسانی که بیرون سالن بودند بلیت در دست در انتظار ورود به سالن بودند. من قانونا باید شرایطی را مهیا می‌کردم تا افرادی که بلیت دارند وارد سالن شوند. همین قضایا باعث شد تا خیلی‌ها جایی برای نشستن نداشته باشند و سر پا به تماشای برنامه بپردازند.

مردمی که بلیت خریده بودند چه گناهی داشتند که باید بدین شکل اذیت شوند؟
مردم گناهی نکرده بودند. همان‌طور که ما گناهکار نبودیم. ولی آنها با نجابت کامل آمدند و سر پا هم کنسرت را دیدند و بدون کوچکترین اعتراضی رفتند. آنها بزرگ بودند و در حالی که اعتراض حق طبیعی آنها بود، خیلی مودب و متین رفتار کردند. ما باید قدر این مخاطب را بدانیم. آنها حق‌شان خیلی بیشتر از این‌هاست ولی در آن شرایط کاری از دست ما بر نمی‌آمد.

اگر اتفاق ناگواری برای همین مخاطب به قول خودتان «بزرگ و متین» می‌افتاد چه کسی پاسخگو بود؟ آن‌وقت هم می‌توانستید بگوئید ما گناهکار نیستیم؟ 

شخصا از آنجایی که شورای تامین شهر مجوز اجرا را صادر کرده بود باید برنامه‌ام را اجرا می‌کردم. زیرا در غیر این صورت به عنوان مصداق اصلی حاشیه‌سازی، ما را می‌توانستند دستگیر کنند. ما راه دیگری نداشتیم. بین بد و بدتر، مجبور بودیم که بد را انتخاب کنیم. اگر هم اتفاقی می‌افتاد، قانونا برگزارکننده‌ی کنسرت مقصر بود. حالا چه عمدی و چه غیر‌عمدی.

به‌طور کلی فکر نمی‌کنید که برگزاری چنین برنامه‌هایی با این شکل و شمایل، منزلت موسیقی‌مان را پایین نمی‌آورد؟ در شان محسن یگانه بود که در یک چنین سالنی و در چنین شرایطی به اجرای برنامه بپردازد؟
ممنون بابت این سوال. من در کامنت‌هایتان هم خواندم که به این نکته اشاره شده بود. خدمت‌تان باید عرض کنم که ما در برابر مخاطبان‌مان و مردم، واقعا هیچ‌ایم... ما فقط به عشق آنها و هم‌خوانی‌های بی‌سابقه‌شان زنده‌ایم و کار می‌کنیم.

به عنوان سوال آخر. نظرتان راجع به گزارش کنسرتی که در سایت منتشر شد چیست؟
وضع ما خیلی بدتر از آن چیزی بود که در گزارش شما آمده بود...

[+] نوشته شده توسط محمد |

محسن یگانه: من واقعا بابت همه‌چیز عذر می‌خواهم




گزارش لحظه‌به‌لحظه و پر‌حاشیه شب آخر کنسرت بی‌نظم و بی‌برنامه محسن یگانه در شهریار
با نهایت احترامی که برای تهیه‌کنندگان این اجرا قائل هستیم و باوجود قولی که به آنها مبنی بر عدم بازتاب اتفاقات رخ داده در برنامه دیشب محسن یگانه در سالن میلاد قائم شهریار را داده بودیم، ولی حجم اتفاقات به قدری بزرگ و پرحاشیه بود که انتقال ندادن جزئیات این برنامه به گوش مسئولان ذی‌صلاح را توهینی بزرگ به همه مخاطبان موسیقی کشور دانستیم و مجبوریم که برای ارتقای سطح کیفی برگزاری یک چنین کنسرت‌هایی، انتقادات و کمبود‌ها را از طریق این رسانه، به گوش همه برسانیم و امید آن داریم که در برنامه‌های بعدی هرگز شاهد یک چنین بی‌حرمتی‌هایی به خواننده و گروه و البته علاقمندان به موسیقی نباشیم. ضمن اینکه تشکری ویژه و خاص را هم از «علی چراغعلی» مدیر برنامه‌های یگانه داریم که اگر او نبود قطعا خبرنگار «موسیقی ما» هم نمی‌توانست در آن بی‌نظمی بی‌نظیر، وارد سالن شود!

ترافیک خیابان نواب شهریار اصلا قابل مقایسه با شبهای قبل نیست. جلوی ورودی سالن غوغایی به پاست و سیل علاقمندان بلیط به دست در بیرون از سالن نشان از آن دارد که این سالن امشب شب شلوغی را قرار است پشت سر بگذارد.

بماند که ما با چه مصیبتی وارد سالن شدیم و بماند که (با عدم همکاری مسئولین برگزاری کنسرت) ما هم بلیط خریده‌ بودیم و اصلا به این فکر نکنید که قرار بود با پارتی بازی وارد سالن شویم. اما دیدن فضای داخل سالن عجیب‌ترین بخش ماجرا بود. سالن گوش تا گوش پر شده بود و حتی صندلی‌های رزرو هم جای خالی نداشت و من به چشم‌های خودم شک کردم وقتی مردمی را دیدم که بروی زمین نشسته‌اند و در حال جیغ و سو ت‌زدن هستند. با دیدن سالن پر و اینکه همه آنهایی هم که در پشت در ورودی بودند، بلیط در دست داشتند، بیشتر به عدم وجود پارتی‌بازی در ورود افراد به داخل سالن مطمئن شدم و همین باعث شد که دیگر پی ماجرا را نگیرم. محسن هنوز نرسیده و عده‌ای خوش‌خیال هم که از بابت جایشان در سالن مطمئن به نظر می‌رسند، جلوی ورودی «بک استیج» منتظر رسیدن آقای خواننده هستند. بچه‌های ارکستر در اتاق بک استیج مشغول صرف شام هستند و امشب بر خلاف دیشب که همه خسته و گرسنه راهی منازل‌شان شده بودند، حسابی دلی از عزا در می‌آوردند.

در بین نوازنده‌ها ایمان جعفری (ساکسوفون و کلاریننت) و علی شهبازی (گیتار الکتریک) نشان دادند که به خوبی یک تنه همه گروه را در بحث شکم حریف هستند! محسن بالاخره در شلوغی شدید محوطه از ماشین پیاده می‌شود و خیلی زود از نظرها محو می‌شود و به اتاق بک استیج می‌رود. کمی رنگ و رو پریده به نظر می‌آید و از آن شادابی و قبراقی همیشگی خبری نیست.

«حالم زیاد خوب نبود و گلو درد داشتم. یک چرک خشک‌کن قوی خوردم شاید بهتر بشم ولی همون کار رو خراب تر کرد و بدتر شدم.»

این‌ها حرفهای محسن یگانه است که به دور‌و‌بری‌هایش می‌زند و درخواست یک لیوان چای را از عوامل خدماتی می‌کند. دست می‌کند در جیب‌اش و کمی نبات را در چای‌اش می‌ریزد و در حالی که با من سر قضیه آن مصاحبه جنجالی (همان مصاحبه در مورد بنیامین و موسیقی زیر زمینی) در حال یکه به دو است، لیوان را بالا می‌کشد و تا حدودی حالش سر جا می‌آید.

از سالن خبر‌های ناراحت کننده‌ای به گوش می‌رسد و زمزمه‌هایی هم مبنی بر لغو برنامه شنیده می‌شود. بیرون درب ورودی ماشین‌های نیروی انتظامی هم اظافه شده‌اند تا بی‌نظمی‌ها را کنترل کنند. چیزی نزدیک به دو برابر ظرفیت سالن بلیط فروشی شده است! و حالا برگزار کنند‌گان کنسرت از کسانی که جا ندارند و احتی از تهران و شهر‌های اطراف آمده‌اند می‌خواهند که برگردند و بلیت‌هایشان را به همانجا که خریده‌اند پس بدهند! بیلت‌هایی که نه شماره صندلی دارند و ته برگ! بالاخره صندلی‌های سالن عروسی را که نمی‌شود شماره گذاشت! بعد از مدتی که برخی با حالت قهر و عصبانیت محل را ترک کردند برگزار‌کنندگان کنسرت کسانی را که بلیط داشتند را به سالن راه دادند ولی فقط آنها جایی برای نشستن نداشتند و باید فکری به حال خود می‌کردند!

تهيه‌کنندگان کنسرت پیشنهاد سانس فوق‌العاده را به علی چراغعلی می‌دهند ولی او زیر بار نمی‌رود:«مردم را که نمی‌شود بیرون سالن دو ساعت معطل کرد» حرف‌هایش کاملا منطقی و درست به نظر می‌رسند. ارکستر برای تست صدا بک استیج را ترک می‌کنند و حالا من و محسن و یکی از دوستان نزدیک او تنها حاضرین در بک استیج هستیم. نگرانی به وضوح در چهره یگانه وجود دارد: «خدا به خیر کنه ...». با محسن دست می‌دهم و برایش آرزوی موفقیت در اجرا می‌کنم. گردن بند‌اش را نشان‌ام می‌دهد و می‌گوید: «این بهم انرژی می‌ده ...» و خداحافظی می‌کند و برای نصب میکروفون‌اش به سمت ته اتاق می‌رود.

مردم سالن را روی سرشان گذاشته‌اند و منظره خنده‌دار ودر عین حال تاسف برانگیزی است. درب ورودی را بسته‌اند و دیگر هیچ کس اجازه ورود ندارد. پشت درب را هم به جای قفل با یک عدد جارو پلاستیکی قفل کرده‌اند تا فشار جمعیت هم نتواند در را باز کند! (عکس‌اش را هم که می‌بینید!)

از ورودی پشت استیج با همکاری یکی از عوامل اجرایی وارد سالن شدم و جو سالن را که دیدم به حرف محسن فکر می‌کردم که چقدر راست می‌گفت:«خدا به خیر کنه...»

ساعت حدود 10 شده و خبری از شروع برنامه نیست.(برنامه‌ای که قرار بود ساعت 9 شروه شود) تشویق‌ها آرام آرام به سبک استادیومی در می‌آید و خلاصه همه شاکی و عصبانی‌اند از این همه بی‌نظمی غیر‌قابل‌تحمل.

بالاخره در بین «هو»‌های حاضرین به مسئولین برنامه، گروه وارد می‌شوند تا سالن منفجر شود. یک ریتم تند و سپس محسن در بین استقبال شدید بروی سن می‌آید.

«خیلی خوش اومدید. من به جای همه از شما عذر می‌خوام و واقعا فکر نمی‌کردم استقبال این جوری باشه. خدا رو شکر با اینکه آهنگ‌ها قدیمی‌شدن ولی طرفدارا هنوز لطف شون نسبت به من از بین نرفته.»

«ماه عسل» اولین قطعه ایست که نواخته می‌شود و این در حالی ست که ملت تا پای سن و به حالت ایستاده در حال گوش کردن موسیقی هستند و صدای محسن و ریتم ملایم این قطعه تا حدودی آرامش را به فضا تزریق می‌کند.

«یه کف مرتب به احترام همه اونایی که مثل خودم سر‌پا‌اند بزنید تا فکر نکنن نمی‌بینیمشون» و صدای دست‌ها که بلند می‌شود ملودی «آهای خبر نداری» اجرا می‌شود تا این ریتم شاد، همه ناراحتی را از سالن بیرون ببرد و فضا تا حدودی بهتر شود.

«قطعه‌ای که الان می‌خوام براتون اجرا کنم رو چهار سال پیش ساختم که واسه خیلی‌ها خاطره شد و خودم هم خیلی دوستش دارم. «آخه دل من» با همخوانی خوب سالن به اجرا در می‌آید و در پایان قطعه «محسن دوست داریم ...» از همه سالن بلند می‌شود.

«یه خاطره کوچیک از قطعه بعدی دارم که براتون تعریف می‌کنم. قبل از انتشار آلبوم اول‌ام یه سری از آهنگ‌هام لو رفته بود و برام عجیب بود که مثلا وقتی یه موبایل زنگ می‌خورد، میخوند: سر از کار چشمات کسی در نیاورد ... و واقعا فکر نمی‌کردم این جوری بگیره. ولی استقبال خوبی ازش شد و خیلی خوب بین مردم جا افتاد»

«گناهی ندارم»، «نفس‌های بی هدف» و «دوباره نمی‌خوام» قسمت‌های بعدی برنامه هستند و ضعف مفرط در صدابرداری و صدا‌رسانی روی استیج باعث می‌شود که محسن با قیافه ای افروخته در اواسط قطعه، برنامه را قطع کند تا عوامل صدا فکری به حال او کنند!

«من واقعا بابت همه چی‌عذر می‌خوام، ولی با همه این صحبت‌ها، بازم دم همه اونایی که اومدن گرم...»

محسن خیلی خوب استیج داری می‌کند و سالن توانسته کنترل کند. هر کسی در کنار استیج به محسن چیزی را از طریق نامه می‌رساند که او هم همه آنها را به علی چراغعلی حواله می‌کند که باید با او هماهنگ شوند.

«خوب می‌ریم سراغ آهنگی که مثل بمب صدا کرد و فقط امیدوارم نظم رو رعایت کنید تا بتونیم بازم در خدمت تون باشیم»

بارو بندیل سالن را دوباره به هوا می‌برد و این در حالی‌ست که قطعا در صورتی که اتفاقی در سالن بیفتد، کسی نمی تواند آن‌را کنترل کند.

قسمت جذاب ماجرا تک‌نوازی‌های اعضای گروه است که واقعا باعث می‌شوند محسن نفسی چاق کند و حضار هم از یک موسیقی بی‌کلام فوق العاده لذت ببرند. تک نوازی گیتار الکتریک «علی شهبازی» در این بین با استقبال بیشتری مواجه شد.

«هیشکی نمی‌تونه بفهمه» و «نشکن دلمو» هم انتهای برنامه محسن هستند که اجرا می‌شوند و محسن در حالی که گروه همچنان در حال نواختن اند، از همه خداحافظی می‌کند و صحنه را ترک می‌کند.

اما بشنوید از حال و هوای بک استیج بعد از اجرا.

خوب زیاد هم عجیب نبود که فضا این طور نباشد. محسن به اتاق کوچکی در انتهای بک استیج رفته و در را هم بسته و با هیچ‌کس هم صحبت نمی‌کند. با احتیاط وارد می‌شوم به پشت‌اش می‌زنم :«خوبی؟ همه چی‌خوبه؟»
ساکت است و خیره به نقطه ای دور: «خوبم، آره. خدا رو شکر به خیر گذشت.»

محسن از همه بیشتر از عوامل اجرایی و به خصوص صدا شاکی بود. علی چراغعلی مشغول آرام کردن نوازنده‌هاست و من هم در این شرایط ترجیح می‌دهم که از مصاحبه صوتی پس از اجرا صرف‌نظر کنم. دختر بچه معلولی با ویلچر و به همراه پدرش برای عکس گرفتن با التماس زیاد وارد جمع می شوند و محسن هم با خوش اخلاقی از این دختر بچه و پدر پیرش استقبال می‌کند. این پدر پیر از اخلاق خوب محسن با دخترش به وجد می‌آید و رو به محسن با لهجه‌ای شیرین می‌گوید:«آقای گلزار! یه عکس هم با هم بگیریم؟!» محسن هم بدون اینکه به رویش بیاورد با خوش‌رویی، خواسته پیر مرد را اجابت می‌کند و عکسی را به یادگار با او می‌گیرد تا پیرمرد هم یک عکس یادگاری با گلزار داشته باشد!

شاید همه حرف‌های این گزارش را بتوان در یک جمله خلاصه کرد و آن هم این است که :
هنرمندان باید مسئولیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی‌شان را به افراد با کفایت‌تر و حرفه‌ای واگذار کنند. واقعا که قدر این مخاطبان دوست‌داشتنی موسیقی‌مان را نمی‌دانیم.

     

  

     
بهمن بابازاده

[+] نوشته شده توسط ياحا(راما یگانه) |

عکس جدید((عذاب))

[+] نوشته شده توسط محمد |

:: مطالب پيشين